بدون شک معادن در آینده با چالش‌های مهمی روبه‌رو می‌شوند. افزایش تقاضا برای مواد معدنی و فلزات، همزمان با کاهش عیار مواد معدنی و لزوم کاهش هزینه‌های تولید، بسیاری از فعالیت‌های معدن‌کاری را در شرایط خاصی قرار داده است. تحولات تکنولوژیکی جدید، فرصت‌هایی طلایی به شرکت‌های معدنی می‌دهند تا در کنار بالا بردن بهره‌وری، تولید را افزایش و هزینه‌ها را کاهش دهند. ایمن‌سازی محیط کار ضروری است و استفاده از تکنولوژی‌ها باعث به حداقل رساندن خطرهای ناشی از عملیات گوناگون خواهد شد. در کنار این امر، پیشرفت فناوری منجر به تحولاتی گسترده در حوزه محیط زیست خواهد شد و تولید آلاینده‌های محیط زیستی همچون کربن را بسیار کم خواهد کرد. با نگاهی به عملیات گوناگون شرکت‌های معدنی در حوزه‌های مختلف، می‌توان دریافت که این بخش قلمروهای پهناورتری را برای فتح پیشِ‌رو دارد. آینده بخش معدن در گرو برنامه‌ها و عملیاتی است که امروز در دست اجرا هستند.
توسعه صنایع معدنی معمولا با تکمیل زنجیره ارزش محصولات تولیدی و بهبود شرایط بازار مواد اولیه و محصولات نهایی در ارتباط است. فرایند استخراج، تولید، حمل‌ونقل و دیگر بخش‌های فعالیت شرکت‌های معدنی آلودگی‌های زیست‌محیطی بسیاری را تولید می‌کنند و به همین دلیل، صدمات و آسیب‌هایی به محیط اطراف معدن می‌زنند.
مدیران شرکت‌های ‌معدنی، عموما با سرمایه‌گذاری بیشتر در توسعه و احداث پروژه‌ها، قصد دارند بهره‌برداری از معادن را افزایش دهند و در مسیرِ به حداقل رساندن آسیب‌های جبران‌ناپذیر طبیعت گام بردارند. با نگاهی به این مسئله، سوال‌هایی مطرح می‌شود: آیا صرفا سرمایه‌گذاری روشی موثر برای تحقق این چشم‌اندازهاست؟ اگر تنها پارامتر تاثیرگذار، سرمایه‌گذاری حداکثری نیست، همسو با کاهش اختلال‌های زیست‌محیطی و بهره‌برداری از معادن، چه عوامل دیگری اهمیت دارند؟
آینده صنایع معدنی به برنامه‌ریزی‌ها و اقدامات کنونی بستگی دارد و از آنجایی که این بخش با ایجاد ارزش‌افزوده و رشد اقتصادی در کشور به توسعه صنعت کمک می‌کند، نمی‌توان از اهمیت جایگاه آن چشم‌پوشی کرد. برای سوددهی و افزایش بازدهی شرکت‌های صنایع معدنی جهان در آینده، چهار سناریو درباره تمامی چالش‌ها و فرصت‌های پیشِ‌روی این صنعت مطرح شده است که ارزیابی و بررسی‌ آن‌ها می‌تواند نقش بسزایی در رونق تجارت آیندگان ایفا کند. مدیران شرکت‌های معدنی برای ارتقای جایگاه خود در آینده این صنعت در مقایسه با عملکرد امروز، می‌توانند از استراتژی‌های کوتاه‌مدت و بلندمدتِ از پیش تعیین‌شده در این سناریوها استفاده کنند. درست است که نمی‌توان آینده را پیش‌بینی کرد، اما می‌توان با برنامه‌ریزی، از بروز چالش‌های احتمالی در آینده جلوگیری کرد.

بازآفرینی صنایع معدنی

با تحولات به‌وجودآمده در بازارهای جهانی و توسعه چشمگیر تکنولوژی‌ها، پیش‌بینی می‌شود که در سال‌های آینده، چشم‌اندازهای بخش معدن و قوانین و قراردادهای مرسوم این صنعت تغییراتی شگرف بکنند. پیاده‌سازی فناوری‌های هوشمند دیجیتال همچون اینترنت صنعتی اشیاء (IIOT) و اتوماسیون، فرایند استخراج از معادن را متحول خواهد کرد و در پی آن، زمینه برای افزایش بهره‌وری، کارایی و پایداری در تولید و ایمنی فراهم می‌شود و از این رو، توانایی مقابله هنگام بروز چالش‌ها بالاتر می‌رود. یکی از تاثیرات استفاده از اینترنت صنعتی اشیاء تبدیل فرایندهای مکانیکی گران، غیرعلمی و مکانیکی به فرایندهای دیجیتال است. فناوری اینترنت صنعتی اشیاء توانایی استخراج معادن از طریق حسگرهای متصل به اینترنت و عملیات از راه دور را برای شرکت‌های معدنی فراهم می‌کند. با توجه به ماهیت سخت و سنگین معدن‌کاری، استفاده از فناوری‌های پیشرو برای کاهش صدمات و آسیب‌ها افزایش پیدا خواهد کرد. در سال‌های آینده، ماشین‌آلات نه‌تنها می‌توانند به طور مستقل و بر اساس یک برنامه از پیش تعیین‌شده کار کنند، بلکه به صورت خودکار داده‌ها را پردازش می‌کنند و در صورت تغییر شرایط و تشخیص حسگرهای مختلف، تصمیم‌گیری می‌کنند. برای مثال، در پانزده سال گذشته، هزینه‌های تولید مس تا حدود سه‌برابر افزایش داشته و این در حالی است که عیار ذخایر مس تا ۳۰ درصد کاهش یافته است. بنابراین استفاده از تکنولوژی‌های نوین می‌تواند به عاملی کلیدی در کاهش هزینه‌ها و افزایش بهره‌وری از محصولات بدل شود.
یکی از پیامدهای منفی افزایش استفاده از تکنولوژی‌ها در سال‌های آینده در بخش معدن کاهش نیاز به نیروی انسانی در برخی از تخصص‌ها و فعالیت‌ها خواهد بود. به این دلیل که صنایع مهم زیرساختی همچون معدن در تلاش برای استفاده هرچه بیشتر از تکنولوژی‌ها هستند، فقط افرادِ توانا در انجام کار با این تکنولوژی‌ها را جذب می‌کنند که این امر باعث رکود اشتغال برای بخشی از نیروهای جوان خواهد شد.
در سال‌های پیشِ‌رو، برای جلوگیری از آلودگی‌های زیست‌محیطی از طریق آلاینده‌های خودرو‌ها و دیگر وسایل نقلیه، استفاده از وسایل نقلیه الکتریکی افزایش می‌یابد و چون باتری‌های لیتیومی پایه و اساس این‌گونه وسایل حمل‌ونقل‌اند، انتظار می‌رود که تقاضا برای لیتیوم و کبالت بیشتر شود. استخراج فلزات اساسی و گران‌بها بخش بزرگی از صنایع معدنی است. از این رو، توسعه تکنولوژی در حوزه اکتشاف و استخراج مواد اولیه فلزی عاملی موثر در افزایش بهره‌وری و کارایی در این حوزه است و از آنجایی که صنایع معدنی تحت فشارند تا بهره‌‌وری خود را هم‌جهت با تقاضا و کاهش هزینه‌ها بهبود ببخشند، در سال‌های آینده، استفاده از بلاکچِین و قراردادهای هوشمند به عنصری اصلی برای دستیابی به این هدف تبدیل خواهد شد. پیروی از تحولات صنعت در سال‌های آینده، شرکت‌های معدنی را همواره با چالش روبه‌رو خواهد کرد. از آنجایی که پیش‌بینی می‌شود در سال‌های آینده، هزینه حمل‌ونقل و استقرار کارگران در کنار دستمزد آن‌ها افزایش یابد، اتوماسیون و اینترنت اشیاء روشی برای دور کردن همه خطرها و هزینه‌های ذاتی اشتغال افراد در این مکان‌ها ارائه می‌دهد. این تکنولوژی‌ها، همسو با افزایش بهره‌وری، عملیات استخراج از راه دور را ممکن می‌سازند.
با توجه به اهمیت یافتن جنبه‌های سرمایه‌گذاری پایدار (Sustainable Investment)، تعریف بهتر مفاهیم اصلی این موضوع می‌تواند تاثیر بسزایی در ترسیم تحولات پیشِ‌روی صنعت داشته باشد. متداول‌ترین انواع سرمایه‌گذاری پایدار، سرمایه‌گذاری با مسئولیت اجتماعی (SRI) است که معیارهای مشخصی برای شرکت‌ها به منظور ایجاد سرمایه برای احداث و توسعه پروژه‌ها تعریف می‌کند. در عصر کنونی، همه‌گیری جهانی ویروس کرونا ارزش‌های زیست‌محیطی، اجتماعی و حاکمیت شرکتی را در بازارهای سرمایه بیشتر از قبل مورد توجه قرار داده است.

رشد جمعیت و اقتصاد جهانی به معنای افزایش تقاضا برای مواد معدنی است. در کنار این امر، کاهش ذخایر معدنی و تأثیر آن بر زنجیره ارزش و بازارهای این محصولات به چالشی اساسی در بخش معدن بدل شده است. شرکت‌های معدنی برای رقابت در بازارهای جهانی نیاز به ارزیابی تقاضای موجود دارند و در تلاش‌اند تا از طریق بهبود بهره‌وری و توسعه پروژه‌ها، با افزایش تولیدات خود، به تقاضای مصرف‌کنندگان پاسخ دهند

ارزیابی آینده صنعت با چهار سناریو

به طور کلی، می‌‌توان آینده بخش معدن را در چهار سناریو مطالعه کرد. در سناریوی اول، اعتماد به برنامه‌ها، چشم‌اندازها و راهکارهای شرکت‌ها و اصناف معدنی کاهش می‌یابد و سازمان‌های بالادستی روند فعالیت این شرکت‌ها در حوزه معدن‌کاری را نظارت می‌کنند. سازمان‌های مردم‌نهاد بر فضای رسانه‌های اجتماعی تسلط پیدا می‌کنند و با رویکردی نظارتی، تمامی نظرهایشان به استانداردهای مرسوم در سطح جهانی تبدیل می‌شود. کاهش سطح اعتماد به شرکت‌های معدنی موجب می‌شود تا جذابیت سرمایه‌گذاری در این حوزه کاهش یابد و بانک‌ها و سایر نهادهای سرمایه‎‌گذاری علاقه کمتری به ارائه تسهیلات و تامین مالی پروژه‌ها داشته باشند. با افزایش هزینه‌های تولید، سودآوری شرکت‌ها به چالشی اساسی بدل می‌شود. به‌علاوه، شدت گرفتن نظارت‌ها سرعت بخشیدن به روند توسعه را غیرممکن می‌سازد. شرکت‌های معدنی با چالش‌های بسیاری در زمینه بهره‌برداری از طرح‌ها و معادن جدید مواجه می‌شوند و در نتیجه، جذابیت سرمایه‌گذاری در آن‌ها بیش از پیش از بین می‌رود. در چنین شرایطی، فقط شرکت‌های بزرگ معدنی قادر به بقا خواهند بود و شرکت‌های کوچک‌تر، که قادر به تامین سرمایه و کاهش هزینه‌های خود نیستند، از رده خارج خواهند شد. شرکت‌های میان‌رده و متوسط نیز ناچار می‌شوند به مرور دارایی‌های خود را بفروشند و به عنوان شرکای تجاری در پروژه‌ها فعالیت کنند.
در سناریوی دوم، اعتماد به شرکت‌های معدنی کاهش می‌یابد و شرکت‌های پیشرفته و های‌تک کنترل بخش معدن را به دست می‌گیرند. در چنین شرایطی، شرکت‌های معدنی امتیاز فعالیت صنعتی خود را از دست می‌دهند و زمان و سرمایه آن‌ها به جای توسعه و بالا بردن سود سهامداران، بیشتر صرف پاسخگویی به مسئولان نظارتی می‌شود. در حالی که شرکت‌های معدنی قدیمی در حال کلنجار با چالش‌ها هستند، شرکت‌های جدید فرصت را غنیمت می‌شمارند و سطح جدیدی از نوآوری را در حوزه معدن‌کاری به ارمغان می‌آورند. شرکت‌هایی که دارای فناوری های‌تک هستند، با ایجاد تکنیک‌های جدیدی در استخراج از معادن، در این حوزه نقش‌آفرینی خواهند کرد. بسیاری از شرکت‌های معدنی با بازده متوسط، به دلیل ناتوانی در پرداخت هزینه‌ها، از میدان رقابت خارج می‌شوند و اکتشاف و استخراج از معادن بر عهده شرکت‌های جدید قرار می‌گیرد. در این سناریو، آن‌هایی می‌توانند پیروز رقابت شوند که برای افزایش بهره‌وری و کارایی عملکرد خود، بهترین بِرند را بسازند. مشارکت شرکت گوگل با یک شرکت مشاوره‌ای در زمینه بالا بردن بهره‌وری استخراج معادن در قزاقستان نمونه‌ای از تحقق این سناریو است که در سال‌های اخیر رخ داده است.
در سناریوی سوم، استخراج و اکتشاف معادن تحت کنترل شرکت‌های معدنی است و این شرکت‌ها در کل زنجیره ‌تامین، از استخراج معدن تا تامین‌ مواد اولیه و بازارهای محصولات، اعتماد ایجاد کرده‌اند. از آنجایی که مسئولیت‌ بخش معدن بر عهده شرکت‌های معدنی است، تمامی واحدهای این شرکت‌ها برای حفظ این اعتماد به طور مداوم و مستمر با یکدیگر همکاری می‌کنند. در این سناریو، شرکت‌های فعالِ خارج از حوزه معدن تمایلی برای اقدام به کار در صنایع معدنی ندارند و تمامی ایده‌های نوین این عرصه را شرکت‌های معدنی ارائه می‌کنند. پیشرفت تکنولوژی نیز موثر است، اما همانند سناریوهای قبل، موجب تحول در فرایند کاری شرکت‌های معدنی نمی‌شود، بلکه فقط میزان تولیدات را افزایش می‌دهد.
این آینده به سود شرکت‌های معدنی بزرگ با سرمایه‌گذاری‌های متنوع در حوزه‌های نوآوری، تحقیق و توسعه است. در این سناریو، معمولا رقابت به مواردی همچون شناسایی و اکتشاف ذخایر معدنی، سرعت‌بخشی در اجرای پروژه‌های جدید، پیشرفت در فناوری تولید و مالکیت عناصر مختلف در زنجیره تامین محدود می‌شود. در این سناریو، ربات‌ها و هواپیماهای بدون سرنشین، به دلیل آلودگی و هزینه‌های کمتر، در فعالیت‌های خطرناک اکتشاف و استخراج معادن و زمینه‌های دیگری همچون نقشه‌برداری سریع از مناطق جدید معدن و بهینه‌سازی مسیرهای حمل‌ونقل مورد استفاده قرار می‌گیرند. از طرف دیگر، پیش‌بینی می‌شود که در این سناریو، به دلیل توجه بیش‌ازحد به بخش معدن و در پی آن افزایش تولید و قیمت‌ها، چالش‌هایی نظیر مشکلات زیست‌محیطی و اجتماعی پدیدار خواهد شد.
در سناریوی آخر نیز شرکت‌های معدنی از شرایط مناسبی برخوردار هستند. با ورود شرکت‌های نوآور و جدید و های‌تک در این عرصه، زمینه برای سرمایه‌گذاری و احداث پروژه‌های جدید فراهم می‌شود. همانند بِرند شرکت‌های پیشرو در محصولات مصرفی مانند موبایل‌ها و تبلت‌ها، شرکت‌های معدنی نیز توسعه می‌یابند و به دلیل وجود حسگرها و سنسورهای پیشرفته، فرایندهای تولید آن‌ها به صورت شفاف کنترل می‌شود. در نتیجه افزایش شفافیت و آگاهی مصرف‌کننده از فعالیت شرکت‌های معدنی از اکتشاف تا محل فروش، توجه بیشتری به نام تجاری و بِرند این شرکت‌ها می‌شود و این امر موجب توسعه بازارها و افزایش درآمد شرکت‌های فعال در این عرصه خواهد شد. هجوم سرمایه و ورود شرکت‌های جدید زمینه رقابت را در صنایع معدنی پدید می‌آورد. در این سناریو، شرکت‌های معدنی مرسوم برای دسترسی به سرمایه و پتانسیل‌ها، باید هم با شرکت‌های معدنی و هم با شرکت‌های جدید و نوآور رقابت کنند. از این رو، فقط سازمان‌هایی می‌توانند در عرصه رقابت حضور یابند که بهترین سابقه را در حوزه محیط‌زیست، ایمنی و سودآوری داشته‌ باشند.

اهمیت اتخاذ رویکردی جدید

در دهه‌ها و سال‌های اخیر، در صنعت معدن‌کاری، نگرانی‌هایی همچون ایمنی، محیط زیست، استفاده از فناوری‌ها و شرایط بازار محصولات معدنی ایجاد شده است. تغییرات گسترده در محیط‌های عملیاتی چالش‌های بسیاری را برای آینده صنعت پدید آورده است. یکی از مهم‌ترین آن‌ها تغییرات آب‌وهوایی و آسیب‌های زیست‌محیطی است. از آنجایی که در حال حاضر ۳۸ درصد از تامین انرژی کل جهان به زغال‌سنگ اختصاص می‌یابد، به ‌نظر می‌رسد که به رغم محدودیت‌های موجود، در آینده نیز سرمایه‌گذاری‌های قابل‌توجهی برای تولید آن در حوزه صنایع معدنی صورت می‌گیرد. در حال حاضر، از میان چهل شرکت برتر معدنی جهان، پنج شرکت در حوزه زغال‌سنگ مشغول به فعالیت هستند که این امر حکایت از نقش پررنگ این ماده معدنی در جهان امروز دارد. علاوه بر این، صنعت معدن‌کاری از طریق استخراج معادن و فرآوری و تولید فلزات، به میزان قابل‌توجهی گاز دی اکسید کربن منتشر می‌کند. به رغم اهمیت یافتن موضوع محیط زیست، فقط برخی از شرکت‌های بزرگ معدنی برنامه‌هایی استراتژیک را برای کاهش آلایندگی و تولید گازهای گلخانه‌ای در دستور کار خود قرار داده‌اند و دیگر سازمان‌ها برای برطرف کردن این مسئله اهمیت چندانی قائل نیستند و به نظر می‌رسد که لازم است تا سیاست‌ها و قوانینی سخت‌گیرانه‌تر در خصوص حفظ محیط زیست اِعمال شود.
رشد جمعیت و اقتصاد جهانی به معنای افزایش تقاضا برای مواد معدنی است. در کنار این امر، کاهش ذخایر معدنی و تأثیر آن بر زنجیره ارزش و بازارهای این محصولات به چالشی اساسی در بخش معدن بدل شده است. شرکت‌های معدنی برای رقابت در بازارهای جهانی نیاز به ارزیابی تقاضای موجود دارند و در تلاش‌اند تا از طریق بهبود بهره‌وری و توسعه پروژه‌ها، با افزایش تولیدات خود، به تقاضای مصرف‌کنندگان پاسخ دهند. برای مثال، در سال‌های اخیر و با افزایش تقاضا برای محصولات فولادی و توسعه این صنعت، اهمیت استخراج و تولید سنگ‌آهن دوچندان شده است. این در حالی است که با ارزیابی چهل شرکت برتر معدنی جهان، می‌توان دریافت که در میان این شرکت‌ها، تنها یک شرکت به صورت متمرکز در حوزه سنگ‌آهن مشغول به فعالیت است. شرکت استرالیایی فورتسکیو چهارمین تولیدکننده سنگ‌آهن جهان برشمرده می‌شود و در رده دهم برترین شرکت‌های معدنی جهان قرار می‌گیرد. با توجه به اهمیت تولید سنگ‎‌آهن، به نظر می‌رسد که تا سال‌های آینده، شرکت‌های بزرگ بیشتری در زمینه تولید سنگ‌آهن فعال شوند.
در آخر، می‌توان گفت که شرکت‌های معدنی برتر جهان پنجره‌ای از فرصت‌ها را برای تامین منابع آینده در دست دارند که بهره‌گیری مطلوب از آن نیازمند برنامه‌ریزی صحیح به منظور رشد تولیدات در کنار بهبود شرایط محیط زیستی و توجه به حفظ منابع آیندگان است. برای پاسخگویی شرکت‌های معدنی به دنیای پرسرعتِ در حال تغییر، پیروی از رویکردی مناسب برای افزایش تولیدات ضرورت دارد. شرکت‌های معدنی، با پیاده‌سازی تکنولوژی، تنوع‌بخشی در مهارت‌ها و روش‌کارها، تولید مواد اولیه با هزینه و آلودگی کمتر و ایجاد تعادل در رابطه با مصرف‌کنندگان، نقشی کلیدی در آینده صنعت معدن‌کاری ایفا خواهند کرد.